29 آبان نوشت! :

سلام

ضمن اینکه همچنان سیستمم همون مشکل قبلی رو داره ؛ اومدم بگم الان در اولین دقایق روز بیست و نهم آبان هستیم و چون پست تولد امید رو تازه گذاشتم ترجیح دادم پست بیست و نهم رو هم به پست قبلی اضافه کنم تا اوناییکه پست قبلی رو هنوز ندیدن، ببینن. قبل از هر چیزیم از دوستاییکه تا این لحظه از این روز از اقصی نقاط میهن اسلامی خودشونو به اینجا رسوندن و دارن روز 29م رو به من تبریک میگن ممنونم.. دوستتون دارم

امروز تولد همزاد منم هست: مریم عزیزم که از تیر ماه تا حالا ننوشته.

عزیزم ِ مریم پاییزی من

تولدت مبارک

امیدوارم سلامت و صبور باشی

چند ماهی هست که ازت خبر ندارم و دلم میخواد این آهنگو تقدیم کنم بهت :

 http://www.4shared.com/linkerror.jsp?ed=63617573653d3330357077645f6f725f62616e

و این یکی رو هم به خودم!

http://aloneboy.com/music/amin%20habibi/AminHabibi-Tavalod.mp3



یعنی دیگه خسته شدم از بس این پست رو تا آخر نوشتم بعد کپی نکرده قبل از اینکه ثبتش کنم صفحه ی بلو اسکرین محترم اومده و سیستمو ری استارت کرده

ولی خب همین که باز من تونستم به کوری چشم دشمنان  خودمو به بیست و هفت آبان برسونم و بتونم بیام اینجا جای شکر داره

اگه بدونید چه اتفاقی افتاده که این اتفاق افتاده

باید به اطلاع برسونم ده روز پیش سیستم من دچار یه مشکلی شده که همچنان هم داره. ماجرا از اونجا شروع شد که وسط دیدن فیلم غرامت مضاعف یهو یه صفحه بلو اسکرین ظاهر شد و ظرف چند ثانیه سیستم رو دامپ کرد و بعدش دیگه به جای بالا اومدن ویندوز هربار همین صفحه ظاهر و در نتیجه ری استارت می شد. بعد از کلی زحمت تونستم بوسیله سی دی ویندوز تو سیف مود ویندوزو بالابیارم درایو سی رو خالی کنم و بعد اقدام به نصب مجدد ویندوز کنم ولی چشمتون روز بد نبینه که فرمت کردن درایو همانا و نصب نشدن ویندوز همانا یعنی فایلای ویندوزو کپی میکرد ولی وسط اکسپند کردنش ارور میداد که یه سری ریکوآرمنتا فاوند نمیشه

خلاصه تا دیروز که با کمک یه نفر اینکاره تونستیم بالاخره بعد از چند ساعت کار مشقت بار ویندوز رو نصب کنیم از دیروز هم هی این پست رو می نویسم هی همونطور که گفتم میپره. منم دیگه اعصابم خورد میشه ول میکنم تا اعصابم بیاد سر جاش و باز همون آش و همون کاسه.. خلاصه این بلو اسکرین به چیز داده سیستمو

اما دلیل اینکه دوست داشتم تا بیست و هفتم سیستم درست شده این بود که امروز تولد امـــــــــیده

اگرم میبینید دلم میخواست این پست رو با انرژی بیشتری می نوشتم بخاطر دوست خوبم  امـــــــــیده

خب تو این ده روز تولد چند تا دیگه از بچه های آبانی اینجا هم بود ولی متاسفانه تولد کسانیکه خیلی وقت وبلاگنویسی رو ترک گفتن و در میون آبانیای این ده روز تنها کسی که هنوز مینویسه و شایسته ست حتما با یه پست تولدشو تبریک بگم  امـــــــــیده

تولد مبارک

می دونی که همیشه موفقیت و سلامتی و شادیت برام آرزو و  امـــــــــیده

 

بله اینم کیک تولد امـــــــــیده

بخورید گوشت بشه به تنتون

بازم بگید زیبا بده!

+ تاریخ شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 7 PM نویسنده زیبا |

دم به کله می کوبد        

و شقیقه اش دو شقه می شود       

بی آنکه بداند               

حلقه آتش را خواب دیده است

عقرب عاشق !

سلام

همیشه تو پست سیزده آبان حرف از روز دانش آموز بود اما اینبار....

بله عقرب سیزدهم آبانی ما یگه فارغ التحصیل شده خدا رو شکر و همینطور عاشق!

خب من بدون هیچ اجازه ای ازش؛ میخوام اعلام کنم که  صادق عاشق شده!

بله صادق عزیز که دوست همیشگی و خوب من بوده و هست یه آبانی باحال و نامبر وان! که میدونم همه ی آبانیهای اینجا خوب میشناسنش و دوسش دارن امسال دیگه مجرد نیست وچند وقتیه که قاتی مرغا شده  خب هیچ جایی این خبرو اعلام عمومی نکرده بود و همینطور تو وبلاگش. خودشم همونموقعکه بهم خبر داد گفت نمیخوام دوستای وبلاگم بفهمن ولی خب این مسئله به من هیچ ربطی نداره و تصمیم دارم اینجا یکبار دیگه ازدواجشو بهش تبریک بگم البته در ملاء عام!

امیدوارم این تبریک عمومی من برای صادق مشکلی ایجاد نکنه ولی اگرم کرد فدای سرم

البته اینو بگم که خبر ازدواج صادق مثل خبر ازدواج سایر پسرای وبلاگنویس شوک  بزرگی برای من بود  واقعا نمی فهمم من ۴ ساله خودمو واسه چی اینجا علاف کردم؟!!! اینهمه وقت گذاشتم اومدم اینجا دارم ری به ری از خودم تعریف میکنم اینهمه بچه + بازی درمیارم اینهمه ادای خوشگلا و مانکنا رو درمیارم اینهمه خود داف انگاری می کنم بازم انگار این پسرا ما رو به هیچ جاشون حساب نمی کنن  واقعا من با چه انگیزه ای هنوز دارم وبلاگنویسی می کنم؟! چطور میتونن اینکارو با من بکنن؟

خب میدونم باید به خودم مسلط باشم ولی آخه تا کی؟پ من هویجم این وسط آخه که میرید واسه خودتون ازدواج می کنید؟! تازه با افتخارم میاین واسم تعریف میکنید؟!!!!

خلاصه کاریه که شده راستش الان که لیست لینکامو نگاه میکنم میبینم هیچ پسر مجرد یا بدون پارتنری نمونده!

باید دیگه کرکره ی اینجا رو بکشم پایین از قرار تو این وبلاگ ما کاسب نیستیم...ایشالا وبلاگ بعدی

بگذریم بهرحال بریم سر اصل مطلب

امروز تولد آق  صادق عاشقه

تولدت هزاران بار مبارک

امیدوارم سالهای بعدی زندگیت هم مثل امسال پربار و سرشار از اتفاقات و خاطرات خوش و شیرین باشه دوست خوبم

 کیک تولد صادق، آی خوردن داره

هرچند شیرینی ازدواجشو که به ما نداد

+ تاریخ شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 8 PM نویسنده زیبا |

 محمدرضا- امیر- مریم

تولدتون مبارک دوستای خوب آبانیم

دوستانی که به ترتیب دهم یازدهم و دوازدهم آبان متولد شدند

 

امروز روز تولد امیر عزیز بود و فردا روز تولد مریم مهربونم.. بخاطر همین امشبو واسه گذاشتن این پست انتخاب کردم که تو وقت خودم و شما صرفه جویی کرده باشم و تولداشونو با هم جشن بگیریم

دلیل اینکه واسه دیروز یعنی تولد محمدرضا پست نمیذارم اینه که تا اونجا که من میدونم محمدرضا دیگه وبلاگی نداره و خب اینجا هم برای آبانی های وبلاگ نویس که جزء دوستان آبان دخت هستند تولد میگیریم وگرنه تو خانواده ی خود من چند تا آبانی دیگه هم هستند که وبلاگ ندارن حالا من باید واسه اونا جشن تولد بگیرم؟!! تولد دوستانیکه وبلاگ ندارن رو از طرق دیگه بهشون تبریک میگیم ولی این پستها واسه وبلاگنویس هاست  البته از نوع آبانیش! برای تقدیر از آبانی بودنشون

البته در مورد دیروز باید این نکته رو هم اضافه کنم که بجز تولد محمدرضا ، دهم آبان روز مهمی ست. دهم آبان روز جشن آبانگان است.

خب بعد از گرامیداشت جشن آبانگان نوبت به تبریک تولد بچه هاست : امیر- مریم

امیر: خب تموم چیزهایی که سالهی پیش در مورد امیر در روز تولدش نوشته بودم همچنان در مورد صدق میکنه البته با قوت و حدت بیشتری  گذشته از اینکه الان دیگه فامیلی آقا امیر رو هم میدونم  کلا یه دونه ست این امیر

مریم : باور می کنید خیلی وقته ازش بیخبرم؟! راستش اون داره پست میذاره ولی اینقدر از من بدتر دیر به دیر اینکارو میکنه که من نمی فهمم! راستش من از این قرتی بازیای گودر ریدر و لیست وبلاگ دوستان و اینجور ات اشغالا استفاده نمی کنم ب همون روش سنتی خودم عمل میکنم یعنی اگه دلم یاد یک دوستی بکنه و دقیقا همونموقع که تو نت هستم یادش بیفتم میرم سراغ وبلاگش! بنابرای لست دوستان وبلاگم سفیده... پس وقتی یکی دو ماه از یک دوستی خبری نمیشه منم دیگه یادم میره یا حداقل وقتی تو نت هستم از فرصت محدودی که دارم ترجیح میدم به دوستان فعالم سر بزنم مگه اینکه چی بشه اون دوست یادم بیفته و برم وبلاگش دوباره بعد از مدتها! ولی خب الان یه پیام تبریک به موبایلش میفرستم  چه کنیم دیگه خدا ما رو گوله ی معرفت آفریده

خب خوشحال شدیم.. خیلی زحمت کشیدید تشریف آوردید.. به خانواده محترم سلام برسونید..  ساعت یه ربع به یازده ستاا تشریف نمی برید؟! خونه زندگی ندارید شما؟ حتما باید خرج یه کیک بذارید رو دست ما؟ نمیدونم این شکمه شما دارید یا...!!! آخه هر شب هر شب کیک؟! 

بفرمایید این کیکم بخاطر گل روی بچه هایی که امشب تولدشونه ولی خداییش بکشید بیرون از ما

عقرب روش هم از طلاست

+ تاریخ پنجشنبه یازدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 11 PM نویسنده زیبا |

 بله امروز تولد دوست خوب اصفهانیمه.. همون آبانه سابق و آبان فعلی! 

امسال تولدش یه تفاوت دیگه هم با سال و سالهای قبل داره اونم اینکه دیگه از دانش آموزی دراومده و دانشجو شده!!!! پس بزن کف قشنگه رو به افتخارش :))

بله بنده ضمن تبریک تولدش؛ دانشجو شدن این بزرگوار را هم خدمت کارکنان و معلمان زحمت کش آموزش و پرورش استان اصفهان تبریک عرض کرده و ضمن ابراز تسلیت به جامعه ی دانشگاهی کشور مراتب همدردی خودمو اعلام و براشون آرزوی صبر جزیل می نمایم :ا

به همین مناسبت عکس آبان دخت این پست را که می خواهیم تقدیم کنیم به صاب مجلس سیاه و سفید میگذاریم! :

ولی این دلیل نمیشه که واسش کیک تولد نخریم بخصوص اینکه رفیقمون اصفهانیه و اگه منتظر باشیم اون مهمونمون کنه صد سال دیگه این جشن رنگ کیک و پذیرایی به خودش نمیبینه :دی

اینم کیک تولد دوست عزیزم آبان  خانومِ دانشجو!

+ تاریخ دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۱ ساعت 2 AM نویسنده زیبا |

سلام  امروز ۴ آبانه و اولین کسی که دوست دارم تولدشو تو این پست تبریک بگم دختر خوبم ریحانه ست.. ریحانه ی عزیز که البته بخاطر دلخوری از من زیاد اینطرفا نمیاد و به مادر پیرش سر نمیزنه  البته تو همین پست پاییز سر و کله ش پیدا شد و یه تعریف و تمجیدی ازمون کرد که انرژی بگیریم واسه شروع آبان

نفر بعدی هم حسام متولد چهارم آبانه که خب خیلی وقته به وبلاگش سر نمیزنه ولی گه گدار از طریق فیس بوکش ازش خبر دارم.. بعید میدونم بیاد اینجا با اینحال تولدشو تبریک میگم چون نگم مثل پارسال بر و بچز از طریق لینکدونی متوجه میشن و هی میان کامنت میذارن یه چهار آبانی رو یادت رفت!

اما جونم براتون بگه که ما فردا عروسی پسرخاله م دعوتیم  و چون به احتمال قریب به یقین تا وقتیکه از عروسی برگردیم یعنی ساعات پایانی شب نمیتونم پست بذارم اعلام میکنم که امشب شب تولد دوست خوش ذوق آبانیم بهاره ست. گلم تولد زیبات مبارک باشه

برای ریحانه و بهاره یه هدیه ی ویژه دارم: تصویر یک آبان دخت!

و برای شما که به این جشن اومدید کیک تولد که این دفعه عقربش سیاه نباشه و با اشتها بخورید

+ تاریخ پنجشنبه چهارم آبان ۱۳۹۱ ساعت 6 PM نویسنده زیبا |

 سلام

دو روزه سرما خوردم حال ندارم بخصوص از امروز صبح

کلا احساس میکنم پیر شدم..هه

دیگه اون شر و شور جوونیامو ندارم! :دی

ولی با اینحال بچه ها انتظار دارند و منم با هر حالی که داشته باشم میام اینجا و شروع آبان رو اعلام میکنم!!!!!!!

وای خیلی سرماخوردگی بدیه .. اصلا نا ندارم چشامو باز کنم.. تبم که دارم دیگه خیلی اوضاع نادخه

به قول مهدی الان اینجا حسابی ویروسی و عنکبوتو شده / نیشخند

خلاصه مراقب خودتون باشید

اما اگه دوست دارید بازم مثل سالای قبل تو جشن تولدای آبان دخت شرکت کنید این کارت دعوت شماست.. به همراه خانواده محترم !

به صرف کیک.. اینکم کیک تولد امروز که به افتخار تولد دوست یک آبانیم ماه آب هاست. امیدوارم سرافراز و پاینده باشه:

(کیک تولدمونم آبانیه!)

+ تاریخ دوشنبه یکم آبان ۱۳۹۱ ساعت 10 PM نویسنده زیبا |