امروز ،
دهم فوریه،
زادروز بزرگمرد جهان تئاتر، برتولتــ برشتــ استــ .

شعری از برتولتــ برشتـــ :

برايم بنويس، چه تنتـــ هستــ؟ لباستــ گرم استـــ؟
برايم بنويس، چطوري مي‌خوابي؟ جايتـــ نرم استــ؟
برايم بنويس، چه شکلي شده‌اي؟ هنوز مثل آن وقتــــ ها هستي؟
برايم بنويس، چه کم داري؟ بازوان مرا؟
برايم بنويس، حالتـــ چطور استـــ؟ خوش مي‌گذرد؟
برايم بنويس، آن‌ها چه مي‌کنند؟ دليريتـــ پا برجاستــــ؟
برايم بنويس، چه کار مي‌کني؟ کارتــــ خوبــــ استــــ؟
برايم بنويس، به چه فکر مي کني؟ به من؟
مسلماً فقط من از تو مي پرسم!
و جوابــــ ها را مي‌شنوم که از دهان و دستتــــ مي‌افتند
اگر خسته باشي، نمي‌توانم باري از دوشتـــــ بردارم.
اگر گرسنه باشي، چيزي ندارم که بخوري.
و بدين سان، گويا از جهان ديگري هستم،
چنانکه انگار فراموشتــــــــ کرده‌ام...
 

+ تاریخ یکشنبه بیست و دوم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 2 AM نویسنده زیبا |