|
سلام
چند روزه به شدت بیمارم بخصوص از دیروز. دوستان قدیمی تر میدونن که بادی نیستم که با این بیدا بلرزم! و حتی بعد از اون تصادف وحشتناک که از ۴فروردین تا آخر خرداد خونه نشینم کرد همون شب اول بلافاصله که از بیمارستان اومدم با یه روحیه ی عالی طبق معمول با طنز ماجرا رو تعریف کردم اما اینبار چون مدام با تب و لرز شدید درگیرم و گاهی از روی صندلی میفتم یا چشمام مانیتورو نمیبینه و دستام میلرزه، با اینکه حرفهای نگفته ی زیادی واسه گفتن دارم اما نمی تونم آپ کنم یا آپمو ساپورت کنم. اگر هم درکامنتهام قدری جدی تر بودم به خاطر اینه که من کلا از بچگی در هذیان عاقل تر می شدم! این روزا هم که همه پیچوندن : پسر آبان و مهدی و پیمان مسافرتند. نوید وبشو حذف کرده منم که اینطوری. اونایی که دنبال یه جرعه آرامش تو بلاگفا بودند از این فرصت کوتاه نهایت بهره رو ببرند!
این بازی یه دعوت بوده از طرف پسر آبان که از بین پنج نفر دعوت شدگان به بازی من دارم از همه دیرتر بازی رو انجام میدم به دلایلی که حالا بماند.... ولی عوضش دارم قضاشو به جا میارم! بازی اینطوریه که ۵ تا سوال ثابت داره که باید جواب داده بشه و هر شرکت کننده ۵ نفر دیگه رو دعوت میکنه به بازی و ... ادامه ی ماجرا. حالا بازی من: 1. دلیل انتخاب اسم وبلاگ ؟ خب من هم مثل همه ی آبانیها به شدت رو ماه تولدم تعصب دارم و واقعا تو این مدت که این وبلاگو زدم مرتب دارم با آبانیهایی مواجه میشم که تو اسم وبلاگ یا اسم مستعارشون یا تو درباره ی وبلاگشون به طور مستقیم به اینکه متولد آبان هستند اشاره کرده اند. من هم قبل از زدن این وبلاگ با وب پوریا آشنا شده بودم از اونجایی که مرتب وبلاگ برتر نایت اسکین شناخته می شد و نکته ی جالب این بود که همزادم بود. بنابراین وقتی خواستم وبلاگ بزنم دوست داشتم تو اسمش به اینکه من دختر آبان هستم اشاره کنم. درباره ی خود اسم آباندخت پیشنهاد میکنم دو پست مهم وبم یعنی آبان دخت (2) و آبان دخت (3) رو بخونید. ۲.دلیل انتخاب اسم مستعارم ؟ اگه منظور «زیبا» ست که اسم مامان مامانم بوده که وقتی من یه جنین هفت ماهه بودم فوت میکنه. اون شهریور فوت کرد من آبان به دنیا اومدم. اگه منظور «مهشید» باشه که من همونطور که تو قسمت لینکا نوشتم روز دوشنبه به دنیا اومدم. و در گاهنامه ی پارسی ایام هفته به این نامهای شنبه منبه نیستند و نام اونها اینه: ۱) دوشنبه (مه شید) از خدای ماه یا مون که در زبان انگلیسی "Monday" میشود ودر زبان آلمانی مونتاک ۲) سه شنبه (بهرام شید) روز < تی ویس> که در انگلیسی "Tuesday" و در آلمانی میتوخ ۳) چهار شنبه (تیر شید) روز ودین که در انگلیسی "Wednesday" و در آلمانی میتـــوخ ۴) پنج شنبه (برجیس شید) روز تور که در انگلیسی "Thursday"و در زبان آلـمانی در دونـــر یا دونرســــتاه ۵) آدینه (ناهید شید) روز اریر (خدای باروری) در انگلیسی "Friday" و در آلمانی فری تاک ۶) شنبه(کیوان شید) روز کیوان (ساتورن) در انگلیسی "Saturday" و در آلمانی سام تاگ ۷) یکشنبه (مهر شید) روز خورشید در انگلیسی "Sunday" و در آلمانی سون تاگ که توسط کنستانتین در سال ۳۲۱ میلادی روز خورشید (مهر) تعطیل هفتگی شد. خب پس دوشنبه در گاهنامه ی پارسی اسمش مهشید بوده و اینکه چرا این اسمو روش گذاشتن رجوعتون میدم به کامنتای «پیمان» تو پست «نه مهر فسون نه ماه جادو کرد....» که خیلی مفصل و قشنگ نتیجه ی تحقیقاتشو درباره ی اسمم گذاشته و خیلی مطالبش خوندنیه. ۳. پنج وبلاگی که میخوانم ؟ همه ی وبلاگای دوستایی که میان اینجا میخونم. حتی بعضی وقتا که دیر میرم و میبینم چند تا پست گذاشتن که من ندیدم بازم میرم همه رو از اول تا آخر می خونم بدون استثناء. ولی معمولا اینقدر که وقت واسه خوندن مطالبشون میذارم شاید وقت واسه گذاشتن کامنت نداشته باشم ولی اگه به آمار وبگذر نگاه کنیدمی بیند چقدر روزها بوده که اومدم و بدونید که حتی گاهی ساعتها تو وبتون بودم ولی بی نظر رفتم! اما فکر کنم منظور این سوال وبلاگهاییه که سرم بره حتما می خونم حتی اگه اونها نیان وبلاگمو ارتباطشونو قطع کنن. خب اینا وبلاگاییند که من مطالبشونو دوست دارم. ۵ تاشو اگه بخوام بگم اینا هستند: سرشت، سروش و سرنوشت ، خاطره ها ، ۲ آذر ، گناه اصلی ، (چه سخت شد این آخری! ۴. پستی که همه عقایدم رو توش نوشتم؟ ندارم... و.......... نخواهم داشت. ۵. مشکلی که با کمک بچه های وب حل شد ؟ نکنید این سوالو حالا کسانیکه دعوت میکنم به بازی: بی تا ، شیوا، نوید ، ترانه ، نیروانا و هر کسی اسمش برده شده اگه دوست داره بازی نکنه و هر کسی اسمش برده نشده و دوست داره بازی کنه اعلام کنه تا دعوتش کنم.
هنوز که اعلام نشده ولی پیشاپیش جشن آزاد سازی ناهار مبارک
اگه اون بدل ما رویت نشد بگید ما راسا اقدام به رونمایی از خودمون کنیم راحت شید. شماها هم که آمدید اینجا زیارتمون کردید حله. عیده فردا براتون
بابا به جون خودم من نرفته بودم . همه ش بیست و چهار ساعت
سلام
ای بابا این بچه م پسر آبان یه چند وقته میشینه اصل می نویسه درحد اصول قانون اساسی اگرچه ما به اسم اصولش انتقاداتی وارد ساختیم ولی خب به نظر میرسه حالا وقت این شده که منم یه اصل آبان دختی از خودم دروکنم : - هروقت خواستید یه چند روز کرکره ی وبلاگتونو بکشید پایین واسه خلوت و بازسازی خودتون قبل از اینکه چراغای وبتونو خاموش کنید اول نوید رو از برق بکشید! این یه اصل خیلی خیلی مهم و حیاتی ایه از ما گفتن! بعدها یه روز همه تون میاین دستبوسم بخاطر این توصیه و اصل مهم آبان دختیم هیچی اینم از این...به ما نیومده بود...بیخیال....سیم ثانیه برگشتیم....پستی که دلیلشو هیچکس نمیدونست (و هنوزم نمیدونه) پستی که باید از دوازدهم میذاشتم تا یک هفته، از پونزدهم گذاشتم تا الان راستش اونقدر روی دوستام شناخت دارم که حتی معنای سکوت خیلی هاشونو فهمیدم. از اونها بسیار بسیار به خاطر سکوت صمیمی شون ممنونم. همینطور نظراتو بستم که دوستای عزیزم بی جهت اذیت نشن و تو غمی که ازش مطلع نیستن شریک نشن ولی بچه ها دونه دونه پست گذاشتن تو وبلاگاشون! اسم وبلاگ اون دوستایی که پست یا پستهای آخرشونو خطاب به من نوشتن نمیارم چون..... ولی نمیدونم چی بگم فقط ادامه ی مطلبم واسه دوستای خاصمه. اما همه ی اونایی که از دیروز اومدید اگه نگران شدید شرمنده. چیز جدیدی نبوده و حادثه ی جدیدی رخ نداده. بخاطر همینه که میبینید راحت دارم سوییچ میشم تو این حالتم! باید از همه ی دوستانی که ابراز نگرانی کرده بودن تشکر کنم و بطور ویژه از چند نفر به دلایلی که فقط خودشون می دونن و شاید ارتباط مستقیم با پست قبل نداشته باشه : این پست وقتی شروع شد قرار بود دو سه خط باشه. محبت بی بدیل و دوستی بی حدتون اینقدر طولانیش کرد. ادامه مطلب امروز ۱۵ شهریوره همین برای من تموم همین اوج ماتمه ..............................
امروز ۴ شهریور سالروز مرگ "مهدی اخوان ثالث" است. به جای اینکه بخوام بیوگرافی و آثار وخانواده و.... این شاعر بزرگ معاصرمونو معرفی کنم ترجیح دادم اسمشو لینک کنم به صفحه اش در ویکی پدیا. می تونید برید این اطلاعات رو اونجا بخونید. فقط تنها چیزی که اونجا در موردش نوشته نشده علت مرگشه که بر اثر بیماری بود.
اما رسمه که معمولا در یادبود یک شاعر بزرگ شعری از اون هم ضمیمه ی مطلب می کنن ولی من ترجیح میدم همیشه چهره ی دیگر شاعران ایران رو معرفی کنم که خودم رو این زمینه خیلی کار کردم. اون هم بعد دیگر شاعری اونها به عنوان یک ط*نز پردازه! معمولا ما عادت داریم که تعداد کمی از شاعرانمون در ادوار مختلف تاریخ ادبیاتمون رو به عنوان شاعران ط*نز پرداز بشناسیم و هر وقت به مقوله ی ط*نز مکتوب میرسیم به اونها مراجعه می کنیم که البته به حق هم هست ولی این مساله نباید منجر به چشم پوشی از ط*نز مولانا و حافظ و سعدی و جامی و حتی شیخ بهایی و .... همینطور تا شاعران معاصر مثل نیما و اخوان و ... شود. به هر روی تصمیم گرفتم در پست یاد بود استاد "اخوان ثالث" یکی از اشعار ط*نز ایشون رو بذارم که به احتمال قوی هم باید براتون جذابیت بیشتری نسبت به اشعار جدی منتشره از این شاعر نامی معاصر داشته باشه که مکرر شنیده و خوانده اید.
پدر بزگ شدم، دخترم پسر زایید "خجسته باد" گفتم که می بباید گفت زنم که او هم مادربزرگ شد، نوه را به بر کشید و شاد گشت و شکفت فرا رسید چو شب، گفتم: " ای خدا چه کنم؟ " زنم حکایت پرسید و پاسخی نشنفت پدر بزگ شدن خود به خود ندارد عیب چگونه در بر مادربزرگ باید خفت؟!
پ.ن۱: بخاطر ستاره ی به ظاهر بی دلیلی که مابین کلمه "ط*نز" می بینید دلیل موجهی دارم که هیچ ربطی به فلیترینگ ندارد بلکه تنها فرار از دست دوستان ط*نزپرداز و بیم از شناسایی این وبلاگ توسط این همصنفان عزیز است که تا حالا هم با هزار زحمت اینجا را از کنجکاوی بیش از حدشان مصون نگاه داشته ام! پ.ن۲: اهنگ وبلاگ دکلمه شعر زیبای «قاصدک» اخوان ثالث با صدای خودش است. |