سلام دوستان

فردا اول مهره و تولد دخترم آّبان دخت که همونطور که میبینید خیلی وقته بهش سر نزده بودم. بی وفا شدم ولی نه در این حد که تولدشو یادم بره و نیام پست بذارم.

تولدت مبارک دختر گلم. صبر کن حساب کنم چند سالت شده ( آخی یادش بخیر این اموجی ها )

باور نکردنیه ولی هشت سالت تموم شد

خب بهرحال تولدت مبارک


ای تکیه گاه و پناه

زیباترین لحظه های

پرعصمت و پر شکوه

تنهایی و خلوت من

ای شط شیرین پرشوکت من

 

ای با تو من گشته بسیار

درکوچه‎های بزرگ نجابت

ظاهر نه بن بست عابر فریبنده‎ی استجابت

در کوچه‎های سرور و غم راستینی که‎مان بود

در کوچه باغ گل ساکت نازهایت

در کوچه باغ گل سرخ شرمم

در کوچه‎های نوازش

در کوچه‎های چه شبهای بسیار

تا ساحل سیمگون سحرگاه رفتن

در کوچه‎های مه آلود بس گفت و گو ها

بی هیچ از لذت خواب گفتن

در کوچه‎های نجیب غزلها که چشم تو می خواند

گهگاه اگر از سخن باز می‎ماند

افسون پاک منش پیش می‎راند

 

ای شط پر شوکت هر چه زیبایی پاک

ای شط زیبای پر شوکت من

ای رفته تا دوردستان

آنجا بگو تا کدامین ستاره است

روشن‎ترین همنشین شب غربت تو؟

ای همنشین قدیم شب غربت من

 

ای تکیه‎گاه و پناه

غمگین‎ترین لحظه‎های کنون بی‎نگاهت تهی مانده از نور

در کوچه‎باغ گل تیره و تلخ اندوه

در کوچه‎های چه شبها که کنون همه کور

آنجا بگو تا کدامین ستاره است

که شب‎ فروز تو خورشید پاره است؟

 

+ تاریخ چهارشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۵ ساعت 9 PM نویسنده زیبا |

برف ِ نو، برف ِ نو، سلام، سلام!
بنشین، خوش نشسته ‌ای بر بام.
پاکی آوردی ای امید سپید!
همه آلوده ‌گی ‌ست این ایام.
راه ِ شومی‌ست می‌زند مطرب
تلخ ‌واری ‌ست می‌چکد در جام
اشک ‌واری ‌ست می ‌کُشد لب‌خند
ننگ‌واری‌ست می‌تراشد نام
شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،
نقش هم‌رنگ می‌زند رسام.
مرغ شادی به دام ‌گاه آمد
به زمانی که برگسیخته دام!

ره به هموارْجای دشت افتاد
ای دریغا که بر نیاید گام!
تشنه آن ‌جا به خاک مرگ نشست
کآتش از آب می ‌کند پیغام!
کام ما حاصل آن زمان آمد
که طمع بر گرفته ‌ایم از کام...
خام‌سوزیم، الغرض، بدرود!
تو فرود آی، برف ِ تازه، سلام!
*شاملو*

پ.ن : همین الان جلد اول تاریخ تاتر براکت رو تموم کردم و جلد دوم رو شروع

هوس: یه دونه از این آهنگای شجریان اینا الان دلم میخواد اون جاهاییشو که میگه هههههیییییی هااااااایییی ههههییییی تحریره چیه ازونا

خبر: یه گروه تو تلگرام زدیم به اسم «بلاگرام». رفقای وبلاگنویس قدیمی رو جمع کردیم دور هم

+ تاریخ جمعه بیستم آذر ۱۳۹۴ ساعت 2 AM نویسنده زیبا |