امروز یکی از پسرای کلاس ز زد و گفت اگه میخوای پروژه تو تمدید کنی تا ساعت ۸ صبح فردا وقت داری

!!!!!!

با عجله رفتم تو سایت دانشگاه و پایان نامه مو تمدید کردم حالا تا دی یا بهمن فرصت دارم دفاع کنم

نمیدونم چرا تا حالا نتونستم روش کار کنم

کار پژوهشی مود میخواد باید تو حال و هواش باشی راستش خیلی نگرانم .. در حالیکه همه منتظرن من زودتر بزنم تو گوش دکترا؛ من نگرانم که میتونم به موقع دفاع کنم یا نه

دیشب یه خواب دیدم که نمیدونم خوب بود یا بد خواب کسیکه دوستش دارم رو دیدم.. خواب دیدم یه شرایطی پیش اومد که بهش زنگ زدم

تا صدامو شنید بغض کرد

بعد خواب دیدم دارم وسایلمو از خونه مون جمع میکنم حتی شامپو و وسایل حمومم رو.. داشتم از خونه پدری میرفتم به خونه خودمون.. ازدواج کرده بودیم و از اونجاییکه کسیکه من دوستش دارم بی پول ترین آدم دنیاست بنابراین خونه ی جدیدم طبقه ی بالای خونه ی پدریم بود! ولی من با اینکه فقط یه طبقه داشتم از مامانم اینا دور میشدم ولی بشدت گریه میکردم! دلهره ی زیادی هم واسه شروع زندگی مشترک داشتم اینقدر که شک داشتم برم طبقه ی بالا یا نه



بعضی چیزها رو باید بنویسی
نه برای ِ دیده شدن و خونده شدن و کامنت و...
برای اینکه خفه نشی :

بدترین حس دنیا وقتیه که دلت بعد از ظهري مثل الان بخواد صداش رو بشنوی
ولی نتونی بهش زنگ بزنی . . .
کاش اینقدر مقصر نبودی / کاش اینقدر لجباز نبودم .. !

 


+ تاریخ دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 5 PM نویسنده زیبا |