اوه اوه الان داره یه اتفاق خیلی بد میفته  سه دو یک :

تلپ

.

.

.

یه نفر افتاد تو این دنیا !

معرفی:

اون یه نفر رو دارم واسه اولین بار تو این پست نقاب از چهره ش برمیدارم. البته خودش اجازه ی این کارو داده. اسمش محمد رضا ست. خیلی از شما می شناسیدش. دوستتونه. ولی با اسم مستعار می شناسیدش. با اسم مستعار پسر آبان

بله پسر آبان  یا محمد رضا امروز  ۱۸ ساله میشه  چون خیلی از بچه ها بعد از حذف وبلاگاش نگرانش بودن و دنبالش میگشتن و خیلیا میومدن از من میپرسیدن که کجاست حالا میخوام یه سورپرایز براتون داشته باشم:

 

وبلاگ جدید محمد رضا

:

تراوشات یه ذهن پرورش یافته

 

خب دیگه این بچه م هم پشت لبش سبز شد و دیگه رفت تو ۱۸+ ها!

محمد رضا دیگه تا میتونی برو فیلم نگاه کن !

تازه فروش سیگار هم  بهت قانونیه!

بدو برو شناسنامه تم عکس دار کن که می خوایم واسه ت آستین بالا بزنیم

اما اونایی که مخواستن بدونن چرا محمد رضا وبلاگای قبلیشو حذف کرد؟

خب اولیشو من مقصر نبودم ولی واسه دومیش من خودمو مقصر میدونم  البته خودش اصرار داره که نه. ولی خب وقتی از دست تو شاکیه و یهو میره وسط دعوا وبشو حذف میکنه این یعنی اینکه تو مقصر نیستی؟

البته دعوا از همون دو به هم زنیهای همیشگیم بود که تو پست قبلی گفتم  ولی خب محمد رضا یهو خیلی آتیشی شد و زود ....

اما من خودمم با بازگشت مجددش به وبلاگ بعد از اون خداحافظی قبلیش بخاطر کنکور مخالف بودم طوریکه خودشم میدونه و نیازی به گفتنش تو اینجا نیست. بنابراین با این حذف دوباره ش مخالف نمی بودم و استقبال هم میکردم ولی اگه حذف وبلاگش بخاطر اون قضیه نبود که گفتم نبود، بهتر بود.

حالا مثلا داره واسه کنکور می خونه هااا  از مدرسه که برمیگرده تو نته یا با موبایل یا کامپ  خلاصه خدا خودش آخر و عاقبت ما رو با این بچه های کنکوری به خیر کنه که هر سال با یکیشون ماجرا داریم  سال بعدم از الان میدونم کیا قراره پیر منو دربیارن

حالا شما دعا کنید این محمد رضای ما امسالو به خوبی درس بخونه و همون رشته-دانشگاه مورد علاقه ش قبول شه و دعا کنید بفهمه که اگرم نشد چیزیو از دست نداده و همه چیز به همون خوبی قبله و حتی زندگی خیلی قشنگتره. امیدوارم یه روز همه به این برسن که مدرک تحصیلی واقعا یه ابزاره نه هدف. اینو من دارم میگم نه یه ... . وقتی خود منم میگم به مدرک بیشتر از اون چیزی که می ارزه - که نمی ارزه حتی به یه اخم آدمی - بها ندید دیگه شما خودتون تا تهش بخونید

از خاطراتم با محمد رضا شروع آشنایی رو که تو پست قبلی گفتم اما بذارید اولین خاطره مو باهاش بگم. (البته این مسئله مربوط به چندین ماه بعد از آشناییمون میشه ولی خب تا قبل از اونو خاطره ی مهمی تو ذهنم نیست).

یادتونه تو ی اواخر تیر بود یا اوایل مرداد که بلاگفا سرورش قطع شد و یه هفته اسگول بودیم؟  خب دقیقا همون ثانیه ای که سرور قطع شد من دکمه ی ثبت یه نظر بلند بالا و مفصلو تو وب محمد رضا زدم و دیدم نرفت! هی دیدم داره ارور میده! دیگه قاتی کرده بودم. همزمان وبلاگ آبان هم باز بود رفتم تو کامنت یکی از پستاش دیدم نمیشه ارور میده اینم!  رفتم تو میزکار وبلاگ خودم، دیدم اونم همینطوره در حالیکه هیچ مشکلی از سیستم و شبکه من نبود!!  هیچی دیگه مصیبت قطع یک هفته ای بلاگفا از اون موقع شروع شد!

(دیشب بعد از نوشتن قسمت بالایی چون خیلی خسته بودم سیستمو خاموش کردم و رفتم که بخوابم. ولی اگه فکر می کنید خوابیدم زهی خیال باطل! چون تا دراز کشیدم دیدم به چه صدای شرشر بارونی میاد  دویدم بیرون) ادامه:

میدونید اگه آغاز روز تولد یه آبانی همراه باشه با بارش باران یعنی چی؟  یعنی خدا داره براش هدیه ی تولد میفرسته و این نوید یه سال خیلی قشنگ و پر از امید رو میده  (راستی از نوید و امید چه خبر؟!)

خب یادمه اون اولا دومین کامنتی که واسه  محمد رضا گذاشتم کلی راههای قشنگ و کاربردی واسه ترک اعتیادش به اینترنت گفته بودم  بی لایقت هیچکدومو به کار نبست حالا وضعش شده این... روز به روز داره عملش شدیدتر میشه

خب دیگه من خاطره ازش زیاد دارم اونم همینطور من اولینها رو گفتم اون اگه خواست بیاد اونیکه به نظرش بهترین بوده رو بگه. ولی مهم اینه که هنوز تو این پست یه چیز خیلی مهمی رو نگفتم  :

تولدت مبارک محمد رضا

تولدت مبارک پسر آبانی

امیدوارم امسال در کنار ما بهترین سال زندگیتو تجربه کنی

با کلی اتفاقات خوب و قشنگ

 

 هدیه تولدت

(کوفتت بشه چون فقط تو میدونی که این هدیه تولدا چند چوب واسه من آب خورده )


پ.ن برای اطلاع عموم: جا داره همین جا فاجعه و مصیبت عظمای تولد محمد رضا رو به جمیع وبلاگ نویسان محترم تسلیت عرض کنم! همچنین فرد مذکور به طور کلی  اولین پسریه که درباره ش پستی تو این آبان دخت گذاشته میشه! - پست توطئه یه پست گروهی بود واسه مهدی نبود صرفا- بذارید اینم تو دلم نمونه و بگم که پسرای آبانی هیکلشون اصلا با احساساتشون همخونی نداره! یعنی همه استخون بندیا درشت ولی عوضش قلبشون مثل گونجیشک نازک و حساسه. خلاصه برعکس آبان دختها به شدت احساساتی هستند. نمونه ش محمد رضا و نوید 

+ تاریخ دوشنبه دهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 12 AM نویسنده زیبا |