درود امیـــــــــــــر

امیــر تولدت مبارک

رفیق قدیمی تولدت مبارک  

به اندازه ی این هفتصد هشتصد روزی که با هم دوستیم

تولدت مبارک

نه .... به اندازه ی بینهایت روزهایی که از دوستیمون مونده

تولدت مبارک

امیــر : از اولین دوستای وبلاگیم. تقریبا همزمان با مریم با امیــر دوست شدم. اگرچه شاید محتوای وبلاگامون به هم ربطی نداشته باشه. اون یه طرفدار سرسخت محیط زیست و طبیعت که یه NGO براي حفظ محيط زيست شهر و استانشون : كرمانشاه ، رو اداره ميكنه و من با اينكه به شدت با اهدافش همسويي دارم و حامي طبيعتم ولي تا حالا يادم نمياد تو هيچ كدوم از وبلاگام پستي در مورد طبيعت گذاشته باشم !

فكر كنم تو دوستاي وبلاگيش من از همه پرت ترم تو اين امور ولي خب پستاي  امیــر حتي براي كسانيكه زياد تو باغ محيط زيست نباشند هم جالبه  بايد بريد تو فضاي  امیــر و دوستاش تا بفهميد چه عالمي دارند اينا با طبيعت  خيلي خاصند خيلي.. يه چند تا آباني ديگه هم تو اين فضا هستند و از دوستان  امیــر هستند مثل ژالــــه و  نيـــكابان . البته من تا حدودي شرمنده ي اين دو تا آباني هستم چون با اينكه چند باراومدن و رفتن و من هم يكي دو بار بهشون سر زدم ولي نشد كه لينكشون كنم و دوستيمونو ادامه بدم دليلشم اين بود كه سرم خيلي شلوغه فعلا يه مدته كه آبانياي قديمي رو كه هنوز لينك نشده بودند دارم لينك مي كنم ولي اميدوارم سال بعد جشن تولد ژالــــه و  نيـــكابان رو هم اينجا برگزار كنيم.

اما بريم سراغ خود  امیــر. تقريبا هيچي ازش نميدونم   دليلشم اينه كه وبلاگش تخصصيه منم كه اهل پرسيدن نيستم اينه كه بعد اينهمه وقت هيچي از هم نميدونيم  ولي خيلي خوبه همينش قشنگه كه با اين وجود مدام به هم سر مي زنيم و اگه من بي معرفتي كنم بازم امیــر هست و حتي اينقدر از هم درك داريم كه وقتي يه خورده ناراحتم از رو همين پستهام ميفهمه و نگرانيشو بيان ميكنه  ولي اينو بگم كه  امیــر هم تو خونواده ش دو تا آباني ديگه هم داره كه يكيش خواهرشه كه به شدت به لحاظ ماجراجويي و سوابق مصدوميت هاي متعدد شبيه منه!  البته من كه ماجراهام متاسفانه همچنان ادامه داره ولي اميدوارم واسه خواهر امیــر ديگه تموم شده باش انشالله

خب حالا مي خوام واسه  امیــر يه اعترافي بكنم   امیــر يادته يه بار يه كامنت با زبون كردي واسه ت گذاشته بودم؟  - تو همون پست تيرماهت بود كه عكس دسته جمعيتونو گذاشته بودي بعد روشنك و بقيه هي گير داده بودند كه تو خودت كدومي؟ منم اومدم شاكي دعواشون كردم كه يعني چي؟ چه گيري داديد كه حالا خودش كدومه؟  بعد از كلي دعوا مرافه آخر كامنتم نوشته بودم: حالا تو كدومي؟  - آره تو هيمن پست يه كامنت يه خطي ديگه هم گذاشته بودم به زبون كردي يادته؟ خب  اون يكي از كامنتاي خودت به سيــــاوش بود كه من از وب اون كپي كردم اومدم واسه تو گذاشتم بعد يكي از كامنتاي كردي سيــــاوش رو هم از وب تو برداشتم بردم واسه خودش كپي كردم  سيــــاوش كلي كپ كرده بود ميگفت تو كردي از كجا ياد گرفتي؟  بعد كه جريانو بهش گفتم پرسيدم حالا ترجمه ش كن ببينم چي واسه تون فرستادم فحش نباشه يه وقت !  سيــــاوش ترجمه كرد ولي شاكي بود كه واسه اون فقط يه سلام احوالپرسي بوده واسه تو يه آرزوي موفقيت هم تهش داشته!  راستي از سيــــاوش چه خبر؟ اين چه دانشگاهيه كه سايت نداره اين نميتونه بياد تو نت؟!  خب من كه اعترافمو كردم سبك شدم  

امسال واسه ت جشن گرفتم ولي پارسال به خاطر اون آنفولانزاي خوكي شرمنده ت شدم و كلا دو هفته نبودم و بعد از تولدت اومدم تو نت و فقط تونستم يه كامنت تبريك بذارم. ولي تو اون پست تولد آخراي آبان به تو و مامان بزرگ و خواهرت تبريك گفتم يادته؟  بازم تولدت مبارك  امیــر . به قول خودت :

هميشه سبز باشي

با بهترين آرزوها

اینم یه هدیه ناقابل

+ تاریخ سه شنبه یازدهم آبان ۱۳۸۹ ساعت 12 PM نویسنده زیبا