|
درود
نمی دونم چرا این پست خورده به نحسی! این سومین باره که دارم تایپش میکنم. الان که یه بار زدمبعد اشتباهی به جای مشاهده وبلاگ رو راهنم کلیک کردم کلا پرید! یه بارم دیشب تایپ کردم پرید. جریان دیشب این بود که شب خسته اومدم خونه فقط نشستم به جواب دادن خصوصی ها ولی وسط نوشتن هی از خودمو در حال افتادن از سمت چپ صندلی جمع میکردم چون یهو خوابم می برد! ولی باید تا ساعت دوازده بیذدار می موندم چون این تولد برام خیلی مهمه و حتما می خواستم بلافاصله بعد از ساعت دوازده شب که وارد بیستمین روز آبان میشیم شروع بع تایپ پست تبریکش کنم. بعد از ساعت دوازده نشستم و نوشتم یادمه خیلی هم نوشته بودم اما .... دیدم سردمه و دارم میلرزم پاشدم دیدم زیر میز کامپیوترم افتادم رو زمین. گیج و منگ دکمه ی سه راهیو زدم و رفتم رو تخت پتو رو پیچیدم به خودم. امروز صبح که پاشدم سعی کردم یادم بیاد دیشب چی شده . فهمیدم من موقع تایپ خوابم برده و این بار دیگه از سمت چپ صندلی افتادم رو زمین و خوابم برده! تا نزدیکای صبح که به خاطر سرما از خواب پریدم و رفتم سرجام خوابیدم و .... کسی هم خونه نبود تا به داد من بدبخت نقش بر زمین برسه!! الان مجددا از سایت دانشگاه در خدمتتونم! اومدم بگم : شیـــــــــــــوا جونــــــــــــــــم تولد هوار هوار تا مبارک
خداییش این تولد هر کی نرقصه خره ! کلا بزن برقص و دامبول دیمبول میریم تا تهش
حالااااا آقایون دس خانوما رقص حالا برعکس اهنگ مجلسم دامبول دیمبول رفتیم خز بازار فقط برقصیم چه باحالن این شکلکااا دفعه اوله می استفدامشون
شیــوا : نام اصلی : شی.ا ! ملقب به شیول بی نهایت خانومه . اینو همین اول بگم که از همه مهمتر بود. خیلی خیلی خانومه. به از ترانه نباشه اینم مثل آبان بِچه اصفِهونِست ! از اون بِچه باحالا که یچم خسیس نیست آهاان بذارید از معرفی و اومدنش تو اینجا بگم که خیلی پرسر و صدا بود! خب چی بگم؟ شیــوا امسال کنکور داشت منم مدام تابستون امسال کارم روحیه دادن بهش بود خب فقط تونستم خیلی مختصر و خلاصه از دوستیمون بگم واسه اینکه می خوام واسه تولد اصلی و پذیرایی مفصل دعوتتون کنم برید وبلاگ خودش شیــوا ی عزیزم تولدت خیلی خیلی مبارک ایشالله همیشه در کنار خونواده ت و تو هرجای دنیا که باشی شاد و خوش و سلامت و موفق باشی دوست دارم هزار تا اینم از یه هدیــــــــــــــــــه ناقابل ولی به قولت خودت باحال |