درود
بعد از اینهمه دوری و دلتنگی برای دوستانم، متاسفانه چون دست و کتفم آسیب دیده زیاد نمیتونم تایپ کنم فقط از همه دوستانم بخاطر این یک ماه و اندی گذشته متشکرم و از همشهریان تهرانیم بخاطر دیروز.
بخاطر دیروز و دیشبی که به زیبایی و با شوری تمام با دست خالی در برابر نیروهای سراپا مسلح ایستادند و نیز در مقابل تعداد بسیاری از نیروهای غیر نظامی که متاسفانه هموطنان خوابزده ما هستند که می باید آنها هم به خود بیایند و دست به خون کسانیکه برای بیداریشان به پا خواسته اند و دست یاری به سویشان دراز کرده اند، نیازند.
با افتخار دیروز در کنار هم دوباره جان گرفتیم و دوباره نهیب بیداری بر ذهنهای خفته و خاموش هموطنانمان زدیم. امیدوارم روزی اینهمه رنج ما و آنچه که دیروز بر ما گذشت - با بدترین سلاحهای شیمیایی و غیر شیمیایی که به هیچ وجه نمی شد با اینهمه عوارض عجیب و طولانی مدت اسم اون گازها رو فقط «اشکاور» گذاشت! - به ثمر بنشیند و ما یا نسل بعد از ما شاهد دموکراسی باشیم و باشند.
پ.ن: در این فرصت اندک هرچه گشتم متاسفانه عکس مناسبی از دیروز که نشان دهنده حقیقت گستردگی و زیبایی آن باشد پیدا نکردم. دوستان خود بگردند و اگر عکس خوبی پیدا کردند آن ا داخل این کادر تصور کنند! :
اگر هم خواستید لینکش را بدهید خودم به شخصه زحمت گذاشتنش را بخاطر روی ماه شما تقبل میکنم.