سلام
هیچوقت و تحت هیچ عنوانی قبول نکنید که اتاقتون رو با یه اتاق دیگه تو خونه تون عوض کنید. این یه هشداره مراقبت باشید! به هوش باشید فریب نخورید با متراژ دو برابر و نور بیشتر و تهویه بهتر اغفال نشید ایتها همه برای فریب جوونای ساده دلی مثل ماست!
البته همیشه هم مراقبت باشید که مثل من از یه سوراخ دوبار گزیده نشید!!
دفعه اول که اون اتاق نازنینمو که فقط 16 متنر تراسش بود رو با یه اتاق کوچیکتر عوض کردم چون پیشنهاد خود گردن شکسته م بود، وقتی تو اتاق جدیدم دنبال جا واسه مبلا و تنه درختا و صندوقچه م میگشتن گفتم: ببندینشون به زبون من!*
حالا این دفعه گول بزرگی اتاقو خوردم اما حواسم نبود که کشیدن ای دی اس ال به اون اتاق کاریست بس سترگ و البته صعب!
حالا بالاخره به قیمت فدا کردن خیلی از چیزها کابلا رو کشیدم لکن در نهایت این کارت شبکه م بازی در آورده و یه علامت احتیاط کنارشه و هرچی با سی دی مادر بوردم اینستالش میکنم فایده یخدور.
سر سفره های افطار دعا واسه شفای کارت شبکه من فراموش نشود.
پ.ن: واقعا یه بهشت واسه این ماه رمضون کمه. موندم خدا چه جوری می خواد از شرمندگی این بنده هاش در بیاد!
*: یه شب یه بنده خدا تو کلبه ش با زن و بچه ش نشسته بوده که در میزنن. درو که باز می کنه میبینه یه سوار جلوی در آدرس مسافر خونه رو میخواد. مرد آدرسو می ده و یه تعارفم می بنده تنگش که : "بفرمایید داخل" سوار نه میذاره نه بر میداره پیاده میشه و میگه "یااااا الله!" و بی توجه به حیرت صابخونه سرشو میندازه پایین میاد تو. یهو دم در می پرسه: راستی اسبمو کجا ببندم؟
صابخونه : ببندش به زبون من!